السيد البروجردي (مترجم: اسماعيل تبار / حسينى / مهورى)

115

جامع أحاديث الشيعة (منابع فقه شيعه) (فارسى)

ابوحنيفه به وى گفت : من حقّى براى تو نمىدانم ؛ زيرا وى تا قصر ابن هبيره از تو كرايه كرد ؛ آن‌گاه تخلف كرد و به نيل و بغداد رفت ، به همين دليل ضامن قيمت استر شد و كرايه از عهدهء او ساقط شد و وقتى كه استر را سالم تحويل داد و تو تحويل گرفتى كرايه‌اى بر عهدهء او نيست . ابوولاد گويد : وقتى از نزد ابوحنيفه خارج شديم صاحب استر از شگفتى و ناراحتى از فتواى ابوحنيفه شروع به گفتن « انا لله وانا اليه راجعون » نمود . من نيز دلم براى وى به رحم آمد و مبلغى به وى دادم و از او حلاليت خواستم . سپس در همان سال حج انجام دادم و فتواى ابوحنيفه را براى امام صادق عليه السلام بازگو كردم . امام عليه السلام فرمود : به خاطر مثل اين قضاوت و شبيه به آن آسمان از بارش باران خوددارى مىكند و زمين بركت‌هايش را بازمىدارد ! به امام عليه السلام گفتم : نظر شما چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : نظر من اين است كه تو مثل كرايه رفتن استر از كوفه به نيل و از آنجا به بغداد و از بغداد به كوفه را به وى بدهكارى و به وى مىپردازى . به امام عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! من چند درهم به آن علوفه دادم ، آيا علفش را از وى طلبكارم ؟ امام عليه السلام فرمود : نه ؛ زيرا تو غاصبى . گفتم : مرا آگاه كن كه اگر استر هلاك مىشد ، آيا بر عهدهء من بود ؟ امام عليه السلام فرمود : آرى ، قيمت استر در روزى كه با او مخالفت كردى . گفتم : اگر پاى استر بشكند يا پشتش مجروح شود يا پايش در رود [ به عهدهء كيست ؟ ] امام عليه السلام فرمود : اختلاف قيمت سالم و معيوب در روز بازگرداندن به وى بر عهدهء توست . گفتم : تشخيص آن به عهدهء كيست ؟ امام عليه السلام فرمود : تو و او . يا او بر قيمت ، سوگند ياد مىكند و بر تو لازم مىشود و اگر سوگند را به تو بازگرداند و تو بر قيمت ، سوگند ياد كردى بر او لازم مىشود يا صاحب استر گواهانى مىآورد كه گواهى دهند قيمت استر هنگام كرايه دادن وى فلان مبلغ بوده است ، پس بر تو لازم مىشود . گفتم : من چند درهم به وى دادم و او راضى شد و مرا حلال كرد . امام عليه السلام فرمود : وقتى ابوحنيفه با جور و ظلم عليه او حكم كرد ، وى از تو راضى شد و حلالت كرد ، از اين رو نزد وى برو و فتواى مرا به او بگو ، اگر پس از آگاهى از آن تو را حلال كرد ، آن‌گاه چيزى بر عهدهء تو نيست . ابوولاد گويد : پس از بازگشت از سفر در ديدار با موجر فتواى امام صادق عليه السلام را براى وى بازگو كردم و به او گفتم : هر چه بگويى به تو مىدهم . وى گفت : تو جعفر بن محمد عليه السلام را محبوب من كردى و برترى وى به دل من افتاد و تو را حلال كردم و اگر دوست دارى آنچه را از تو گرفته‌ام بازگردانم ، اين كار را مىكنم . »